برچسب: کنکور,
نویسنده: آتنا رضوانی

خاطرات و اشتباهاتمون از جلوی چشممون می گذرن.
حالا ما داریم از این جهان میریم و به جهان دیگه ای منتقل میشیم.
دست من رو محکم بگیر.

برچسب:
نویسنده: آتنا رضوانی
اين يعني با يه تلاش مضاعف و تغيبر رويه ميشه روي رتبه هاي خيلي بهتر هم برنامه ريزي كرد.
دركل اوضاع كاملا بر وفق مراده. اي خدا شكرت!
يادم باشه: تغيير رويه، برنامه ريزي
برچسب: كنكور,
نویسنده: آتنا رضوانی
برچسب:
نویسنده: آتنا رضوانی
برچسب:
نویسنده: آتنا رضوانی
مي تونستم تو ٤٥ ديقه داستان بنويسم يا مباني بخونم يا پيانو بزنم يا حتي ٤٥ ديقه بيشتر بخوابم.
اين رو مي نويسم اينجا كه دفعه ي بعد حواسم رو بيشتر جمع كنم نسبت به عمر و وقتم.
برچسب:
نویسنده: آتنا رضوانی
من بر آنم که آدم دیگری شوم.
این سیر زندگی بی تغییر روزانه که هر روز (نزدیک به شیش ساله) داره تکرار میشه مسخره است.
من از وقتی یادم میاد همین بودم با همین دغدغه ها و همین مشکلات؛ بی هیچ تغییر ویژه ای.
مرا تغییر باید.
من
باید
آدمی
بشم
که
اونقدر
از
خودم
راضی
باشم
که
وقتی
یکی
ازم
بد
میگه
ناراحت
نشم
و
بگم
مشکل
از
خود
طرفه.
خب ممکنه جمله ی بالا باعث بدفهمی بشه. بذارین بازش کنم. منظور من در کل اینه که دلم میخواد هر کاری می کنم خودم رو دوست داشته باشم، عملکرد خودم رو دوست داشته باشم و انقدر به کارم مطمئن باشم که اگر کسی سرکوبم کنه سرم رو بالا بگیرم و به پهنای صورتم بخندم و تو دلم بگم هی تویی که داری ا
برچسب:
نویسنده: آتنا رضوانی
برچسب:
نویسنده: آتنا رضوانی
به قول اخوان ثالث:
"بده، بد، بد
چه امیدی؟ چه ایمانی؟ کَرَک جان خوب می خوانی.."
ببینین من می خوام عین یه مرد بی دقت و کسالت آور با زندگی بجنگم.
اون چه این وسط واضحه اینه که اگه من وا بدم بازم همین آشه و همین کاسه. پس بهتره روحیه م رو حفظ کنم. دلم می خواد یه روانشناس حاذق رفتارا و احساساتمو بکاوه و ریشه و علتشو برام توضیح بده.
حرف خیلی هست، حرف خیلی هست.
از دست خودم ناراحتم. آخ.. آخ..
برچسب:
نویسنده: آتنا رضوانی
برچسب: چندی,
نویسنده: آتنا رضوانی